چکاپ 6 ماهگی
دیشب رفتیم دکتر و بعد از معاینه اینبار هم یه اسم جدید برات گذاشت..(( حاج آقا رستم )).
داری می خندی ؟
اره بخند چون منم کلی خندیدم،بهت گفت قراره با این هیکل رستم بشی ؟
گفت پسر جان این شکم ،شکمه حاجی هاست.
یه آفرین هم به من گفت و خداروشکر همه چیز خوب بود و وعده های غذات رو هم مشخص کرد و گفت بجای 15 قطره ، 20 قطره آهن بهت بدم.
راستی تو برای اولین بار غریبی کردی و زدی زیر گریه ، اونم چه گریه ای قطره قطره اشک میریختی.به دکتر میگم این بار اول که داره غریبی میکنه،میگه این نشون میده که داره بزرگ میشه!!
البته تو کلا پسر اجتماعی هستی و بغل همه میری،من فکر کنم بخاطره واکسن روز قبل بود که از دکتر ترسیدی!
اخه 10.17 بردمت برای واکسن (البته از نوع بی درد ) با اینکه سوزن ریزی استفاده کرد ولی خوب دردت اومد و گریه کردی و بدجور دکتر رو نگاه میکردی،فکر کنم تو ذهنت اون روپوش سفید مونده بود که تا دکتر رو دیدی زدی زیر گریه.
اینبار هم خدارو شکر بعد از واکسن نه تب داشتی و به لطف دکتر مجیدی نه پا درد...دیگه خیالت راحت واکسن رفت تا 12 ماهگی...هورا.


چکاپ 6 ماهگی
مامان الهه